آیا شیوه جذب واقعیت دارد؛ ۱۵ حقیقتی که باید بدانید

قانون جذب یکی از آن مفاهیم جنجال برانگیزی است که مدافعان و مخالفان اضافی دارد. مقابل این عادت به هر چیزی که خیال کنید از کائنات ستاندن خواهید کرد. بسیاری از پیروان شیوه جذب معتقدند که «مانند ها همیشه همدیگر را جذب می کنند.» به این معنی که افکار مثبت همیشه نتایج مثبت و افکار منفی همیشه نتایج سلبی در پی خواهند داشت. ولی آیا قاعده جذب حقیقت دارد؟ در امتداد مقاله با ما همراه باشید تا ۱۵ حقیقت سر جذب از رویت حکیم نِیل فاربِر، جثه سندیکا بین المللی گویا شناسی مثبت گرا، را معاینه کنیم. حقایقی که باورهای شما را به چالش می کشند.

حتما بخوانید:یک ضابطه ۵ ساعته که افراد معمولی را به افراد موفق دگرگونی می کندافکار مسمومی که افراد موفق از آنها پرهیز می کنندچرا بعضی افراد هرگز چیره نمی شوند؟ ۱. سر جذب شبه علمی متافیزیکی است

سر جذب ادعا می کند که پیاده شدن پایه ی نظریات علمی است، اما در خوش بینانه ترین حالت چیزی متجاوز از شبه علمی متافیزیکی نیست، آن غصه کنار پایه ی فرضیات غلط، بی اساس و اغلب ناقص. سیاهه مفروضات علمی غلطی که در قانون جذب مطرح شده به قدری عریض وطویل است که تو این مطلب نمی گنجد. برای مطالعه ی جزئیات بیشتر می توانید به تاریخ «تابلوی آرزوهایت را دور بریز: حقیقت قانون جذب» تالیف ی دکتر نِیل فاربِر مراجعه کنید.

فقط چند مورد از «حقایق به فاش علمی» مطرح شده درون شیوه جذب عبارت اند از: الکترون ها جنین مثبت دارند. در فیزیک «مانند ها همیشه همدیگر را جذب می کنند.» فکر ماده ی مغز را می سوزاند. تنها اِتِر (نه محیط) رسانای نور و اندیشه است. اِتِر تمامی ذهن ها را به هم متصل می کند. وقتی دو یا چند حافظه به هم نزدیک می شوند، «ماده ی ذهن» مغشوش می آمیزند و «ذهن برتر» سوم شکل می گیرد. ارتفاعات بالاتر اکسیژن بیشتر و هوای بهتری برای نفس کشیدن دارند. ارتعاشات صوتی سریع تر از پندار به حرارت و نور دگرگونی می شوند. انرژی فکر کردن ۴۰٬۰۰۰ تا ۴ × ۱۰۱۴ هرتز یا اعلی از ۷ × ۱۰۱۴ هرتز است. امواج مغزی در واقع آهسته اند: ۱ تا ۱۰۰ هرتز. کائنات افعال را می شنود و نه صفات یا کلمات توصیفی و فقط تصاویر افکارتان را می بیند. هر فکری که دارید (حدود ۷۰٬۰۰۰ هزاره فکر کردن داخل روز) فرکانس، طول موج خواه انرژی مشخصی دارد. «ماده ی فکر» از مغز به سمت اِتِر پیرامون مان حرکت می کند و «ماده ی بی شکل» را به ایجاد هرآنچه در فکر دارید وامی دارد.

حتما می پرسید که اینها چه اهمیتی دارند؟ اما باید بدانید که مبنای علمی طریق جذب از همین «حقایق علمی» تشکیل شده است! ۲. ضابطه جذب هدف اصولی عمیقی ندارد

فراوانی ماده و ثروت عمده ترین تجلی هایی هستند که مردم برای جذب گیرایی تقلا می کنند. درون شیوه جذب، کائنات است که کمال مطلوب زندگی افراد را معلوم می کند. افراد اهداف به خصوص شان را برحسب خواسته ها و نه ارزش ها برمی گزینند و به همین خاطر چون هیچ هدف اصولی عمیقی در کار نیست، خواست کمتری برای فرود امدن بوسیله مرام وجود دارد. ۳. داخل عادت جذب نیازی به رفتار و عمل نیست

براساس قانون جذب تنها سیاق نمود افکارمان در قالب نمودهای اصلی باورداشتن و زندگی کردن به طریقی است که انگار بوسیله شعار مان رسیده ایم. اِستِر هیکس، از تعلیم دهندگان طریق جذب، می گوید: «به این دنیا نیامده اید که چیزی را با ایفا به وجود بیاورید.» بوسیله باور پیروان قانون جذب، اقدام و عمل به کائنات مدال می دهد که می دانید فلان چیز را ندارید و ازطرفی هم به استعداد کائنات در شکل پذیری آن چیز مشکوک هستید. بیشترمان می دانیم که اقدام و ارتکاب لازمه ی فرود امدن به هدف است، اما چنین لازمه ای با فرضیات قانون جذب کاملا تناقض دارد. ۴. درون قانون جذب برای دست یابی به هدف، نیازی بوسیله برنامه ریزی زدودن

اگر بپذیریم که بهترین متد دست یابی بوسیله اهداف مان زندگی کردن بوسیله طریقی است که انگار به خواسته هایمان رسا ایم، پس دیگر نیازی به برنامه ریزی وجود ندارد. در قانون جذب برنامه ریزی برای زندگی و اهداف عملی است که به کائنات مدال می دهد به قابلیتش داخل برآورده سازی هدف تان شک دارید و ایمان تان طولانی حلق.

این شیوه تردید را احساسی منفی می داند که باعث می شود سلبی های بیشتری را به خود جذب کنید و درنتیجه به شعار دلخواه تان نرسید. جَک کَنفیلد تو کتاب «راز» مطرح می بطی ء: «وظیفه ی ما زدودن که ببینیم کمال مطلوب هایمان چطور محقق می شوند… ایمان داشته باشید که کائنات خودش کشف خواهد کرد چطور کمال مطلوب تان را متجلی کند.» مطالعات نشان داده اند که این وضع پندار بیشتر بوسیله رضایت کوتاه مدت می انجامد، اما در افزودن انگیزه و شانس دست یابی بوسیله هدف نقش چندان مؤثری ندارد. جالب است که بااین حال در وب سایت جَک کَنفیلد پروگرام ای آموزشی بخاطر ساخت «برنامه ی عملیاتی» بوسیله فروش می رسد! ۵. داخل قانون جذب زمان بندی برای رسیدن به کمال مطلوب بی معنی است

اگر قرار باشد طوری زندگی کنیم که انگار بوسیله شعار مان رسیده ایم، پس دلیلی ندارد که بخاطر خودمان زمان بندی یا موعد فرود امدن بوسیله هدف تعیین کنیم. راندا بِرن، نویسنده ی کتاب راز، دراین باره می گوید: «بخاطر کائنات هیچ زمانی نمی برد که خواسته تان را متجلی کند.» اما مطالعات مختلفی اهمیت داشتن جدول زمانی درون دست یابی به هدف را ثابت کرده اند. بااین حال کارشناسان قانون جذب این باورند که تعیین لطمه الاجل برای رسیدن بوسیله هدف، با سازوکاری که کائنات هدف مان را محقق می کنند جور نیست. ۶. داخل قانون جذب مشت یابی بوسیله هدف هیچگاه چالشی ندارد

در ضابطه جذب چالش ها جزو افکار منفی گروه بندی می شوند و باید از آنها اجتناب کرد. چنانچه خودمان را محدودیت فرض کنیم که هدفش جستجوگر شده است، پس دیگر چالشی هم در کار نخواهد حیات. اِستِر هیکس دراین باره می گوید: «هرگاه بوسیله این درک برسید که فکرکردن بوسیله هر آن چیزی که نمی خواهید فقط باعث می شود که همان چیز را بیشتر امتحان کنید، آن وقت است که کنترل افکارتان دیگر فقره سختی نخواهد حیات.» این درحالی است که دوست چالش ها و دستور کار ریزی برای رویارویی با آنها نقش بسزایی در سطر رسیدن بوسیله هدف دارد. اما باور به روال جذب جایی برای معارفه و مبارزه ی سازنده با چالش ها باقی نمی گذارد. ۷. تو قاعده جذب جایی برای همدلی وجود ندارد

براساس طریق جذب شرکت تو فعالیت هایی همچون صدقه و کمک به دیگران جنین منفی دارد و باعث جذب بیشتر بار منفی و فقر می شود. والاس واتِلز، از بنیان گذاران ضابطه جذب، می نویسد: «از نیازمندی حرف نزنید، درموردش کنکاش نکنید و خودتان را درگیرش نسازید. لمحه تان را صرف امور خیریه یا جهش های نه نکنید. همگی ی این کارها فقط فلاکتی را که تلاش بوسیله از بین بردنش دارند تداوم می بخشند.» واتِلز درادامه توصیه می بطی ء: «تمام توجه تان را بوسیله ثروتمندان معطوف کنید و فقر را نادیده بگیرید.» بِرن تو کتاب راز تا اینکه یک قدم فراتر رفته است: «اگر کسی را دیدید که افزایش وزن داشت، نگاهش نکنید… اگر به بلای ناگهانی ها فکر کنید یا درموردشان دست افزار بزنید، خودتان هم ناتندرست خواهید شد. به هرچه پندار کنید یا خودتان را در معرضش صبر دهید، چه خوب چه بد، همان چیز برای خودتان پیش خواهد آمد.»

بنابراین اگر به عادت جذب عقیده داشته باشید، باید از مشاغل مربوط به حوزه های کمک رسانی یا سلامتی از قبیل پزشکی، پرستاری، خدمات بیمارستانی، دین یاری، روانشناسی، افسری نیروی انتظامی، پیراپزشکی و بسیاری شغل های دیگر اجتناب کنید. از فعالیت در مشاغلی که نیازمند به مراوده با فقرا دارند نیز باید بپرهیزید و با این اوصاف حسابدار، کارگذار وام مسکن، بانک دار یا نایب نشوید. همه ی اینها درحالی است که مطالعات نشان داده اند شرکت در کارهای خیر، همدلی و همکاری تو فعالیت های داوطلبانه برای هر دو طرف، تیمار ایفا دهنده ی کار خیر و غم شهود کننده ی آن، منفعت دارد. اما اگر از پیروان عادت جذب باشید، باید از این منفعت چشم بپوشید. ۸. داخل طریق جذب باید از حمایت برحذر حیات

براساس ضابطه جذب چون همیشه همان چیزی را جذب خواهید کرد که فکرتان به آن مشغول است، پس باید از انبازی تو هرگونه گروه های امان از بیماران جسمی و ذهنی اجتناب کنید. مطالعات علامت داده اند که اتفاقا دسته های کنف از مثلا معتادان، چاق ها یا مبتلایان بوسیله سرطان سینه مفیدند، ولی طریق جذب به خبط آژیر می دهد که با شرکت در این طور گروه هایی فقط بغرنج تان را بدتر خواهید کرد. ۹. عادت جذب بی فکرانه است

در شیوه جذب باید خودتان را مدام تو آینده ای غیرواقعی تصور کنید که انگار مرام بخصوص تان محقق شده است. به عبارتی باید فقط نتایج موفقیت آمیز را تجسم کنید تا بوسیله کائنات نشان دهید که باورش دارید. از این روست که فکرکردن به برنامه ریزی، اقدامات و چالش ها دارای بار منفی دانسته می شود و با شیوه جذب جور درنمی آید. بنابراین براساس سر جذب باید فرایند دست یابی بوسیله هدف را بی سابقه بگیرید و درعوض روی نتیجه متمرکز شوید و بدون توجه بوسیله حال، عمر کنید. و این یعنی بی روحی که در عمه ی برابر ذهن آگاهی فراغت دارد. حافظه آگاهی یعنی آگاهی طولانی از اینجا و اینک و توجه تمام به آن. همچنین مطالعات مدال داده اند که حافظه آگاهی دارای فواید بسیاری ازجمله ابداع عاطفه خرسند و شادمانی در زندگی است. ۱۰. داخل قانون جذب قدیم خودمان مقصریم

داخل سر جذب بوسیله عنوان قانونی جهانی و بی نقص هر چیز مثبتی همیشه باید چیزهای مثبت بیشتری را به خویشتن جذب کند. بنابراین هرکسی خودش کاملا مسئول اهدافی است که برایش جستجوگر نشده اند و اصلا تیمار اهمیتی ندارد که آن اهداف محقق نشده چقدر غیرواقعی بودند. به عبارتی براساس ضابطه جذب ما خیر تنها افکار و اعمال خودمان بلکه افکار و اعمال اطرافیان مان و حتی طبیعت را همچنین زیر کنترل داریم. اما در واقعیت چنین چیزی نیست! ۱۱. در سر جذب همیشه خود قربانی تقصیرکارست

قانون جذب مطالبه می کند که اگر هر چیز بدی بخاطر تان اتفاق افتاد، تنها دلیلش این است که خودتان به افکار بد فکر کرده اید. مثلا اگر عارضه کردید، صددرصد حرج خودتان است. یا چنانچه به سرطان سینه مبتلا شدید، باز غصه صددرصد تقصیر خودتان است و اصلا هم ربطی به ژنتیک ندارد. اگر قربانی تجاوز و سوء ِاستفاده شدید، باز صددرصد خودتان مقصرید. کودکان قربانی حملات تروریستی، کودکان بیمار، قربانیان بلایای طبیعی، هولوکاست و هر مصیبت دیگری از حرج خود بی نظیر مصیبت خورده شاگرد می شود. همه سرانجام قلب مان می دانیم که چنین طرز فکری ریشخند است. ولی همین ها ماخذ قانون جذب را تشکیل می دهند که می گوید هیچگاه کس هرگز چیزی را که در فکرش نباشد جذب نخواهد کرد. یعنی هر اتفاق بدی که می افتد خودمان مقصریم.

براین اساس اگر به قاعده جذب باور داشته باشید، نباید برای مثلا مبتلایان بوسیله سرطان یا کودکانی که در مشقت و فقر عمر می کنند متأسف باشید، چراکه بنیان گذار وضعیت شان کسی جز خودشان نیست. به نظرتان انگیزه چاقی چیست؟ اگر به ضابطه جذب باشد، علتش نه متابولیسم پایین بلکه فکرکردن به چاقی است. باب پراکتور، از کارشناسان قانون جذب، می گوید: «مصیبت نمی تواند در بدن محدودیت که تو وضعیت عاطفی سالمی باشد زیست کند.»

درون کتاب راز نیز آمده است: «هیچ چیزی را به دست نخواهید آورد سوا اینکه فکر کنید می توانید به دستش بیاورید. فکرکردن به اینکه می توانید چیزی را به مشت بیاورید، آن چیز را با همین فکرتان بوسیله سمت تان خواهد آورد.» یا به گفته ی جیمز آلن، از پیشگامان جنبش خودیاری، «افکار و اعمال خوب هرگز نمی توانند نتایج زشت در معلول داشته باشند. افکار و اعمال زشت هم هرگز نمی توانند نتایج خوب داخل اثر داشته باشند. رنج و شکنجه همیشه اثر پندار غلط در تعدادی جهات است.» والاس واتِلز هم می گوید: «اگر کسی فقط به سلامتی کامل فکر کند، می تواند در خودش کارکرد بدن سالم را ایجاد یواش.» اِستر هیکس نیز معتقد است: «هرکسی همه ی جنبه های تجربیاتش را خودش نمایان می کند. ما پهلو صلح و صفا مان درون تمام طول عمر کنترل طولانی داریم. هیچ چیزی تصادفی نیست.» ۱۲. در قانون جذب کمال هر چیزی دست یافتنی است

طریق جذب تقاضا می کند که قانون بی عیب ونقصی است و می تواند بوسیله زندگیِ سرشار از کمال بینجامد. تو ضابطه جذب گفته می شود که هیچ هدفی اگر بتوانید به آن فکر کنید بسی ارشد ازاله و چیزی به اسم اهداف غیرواقعی وجود ندارد. داخل کتاب راز می خوانیم که می استعداد به ایده آل هایی همچون سلامتی کامل و شباب ابدی فکر کرد و این افکار را با فکرکردن مداوم به کمال مطلوب داخل واقعیت محقق ساخت. ولی می دانیم که زندگی بی عیب ونقص حلق. زندگی می تواند برای مان تجربیات محشری به همراه داشته باشد، ولی هرگز کامل نخواهد بود.

بوسیله نظرتان چنین طرز روحی چه اشکالی دارد؟ چرا نباید کمال گرا باشیم؟ خیال بافی و مجاهدت بخاطر پیوستن بوسیله کمال شاید در کوتاه مدت حال تان را خوب کند، اما از دولت مشت یابی به شعار می کاهد و می تواند باعث ناامیدی شود. مطالعات نشان داده اند که اگر قرار باشد فقط کمال هر چیزی شادمان تان کند (از سلامتی کامل و قوم ی تمام عیار پژمان تا ازدواج عالی و منزل بی عیب)، آن وقت است که باید عاشق یک ناامیدی حسابی حزن باشید! ۱۳. عادت جذب دارای معلول پلاسیبو یا همان تأثیرات تلقینی است

پلاسیبو به موادی غیرفعال و بی پی گفته می شود که اثر مثبتی را بوسیله آنها نسبت داده باشند. هرچه بیشتر به خودتان بقبولانید که چیزی اثرگذار خواهد بود، متقابلا نصیب و قسمت بیشتری هم برای دریافت مولود ی مثبت نصیب تان خواهد شد. فداکار از پیروان سرسخت قانون جذب معتقدند که مربوط به حافظه انسان افزار قدرتمندی است، ما تا اینکه می توانیم ضربان قلب و فشار خون مان را از طریق مجسم سازی فکری تکثیر یا کاهش دهیم. اما قانون جذب برای یکسره آدم بیشتر درمورد چیزهای پیش پاافتاده ای که برایش تابلوی آرزوها ندارند، مانند پیداکردن پول درون خیابان یا شنیدن خبری از یک مانوس گمشده، جواب می دهد. بوسیله نظرتان قانون جذب بیشتر از داشتن پای خرگوش، انداختن سکه در آب نما یا شکستن عظم جناق برای تان شانس خواهد آورد؟ چنانچه امتحانش کنید، خواهید دید که خیر. ۱۴. ضابطه جذب دارای شواهد روایی است

تأثیر مثبت قانون جذب درون دست یابی به اهداف دارای شواهد علمی نیست و هرچه هست روایات و گزارش های فردی است. این حقیقت مدلل نمی نرم که پس قانون جذب وجود ندارد، ولی آیا به نظرتان وقت گذاشتن و صرف پول و انرژی بخاطر چیزی که می تواند بی اثر و حتی ضرر آور باشد ارزشی دارد؟ سایرین بیشتر از اینکه انقراض هایشان را بوسیله گوش مان برسانند موفقیت هایشان را جار می زنند.

وقتی دو چیز نامربوط حزن زمان برای مان اتحاد می افتند، با اینکه می دانیم خیلی اوقات چنین تصادفی رخ نمی دهد، باز سعی می کنیم که بین آن دو چیز نامربوط ارتباطی اختصاص بی پرده کنیم. مثلا چند بار شده که بوسیله شخصی خاص تامل کرده باشید و آن شخص به شما اکسید بزند؟ از بین صدها نفری که داخل طول روز به آنها فکر می کنیم، شاید فقط ۰/۱ درصدشان بوسیله ما زنگ بزنند! اما اگر همین درصد را نسبت به کسانی که بوسیله شما اکسید خورده اند و تصادفا درون فکرشان غصه بوده اید بسنجید قضیه فرق می نرم: غلام به فلانی پندار کردم و او غم زنگ زد و این یعنی ۱۰۰ درصد، غافل از اینکه خیلی از کسانی هم که به آنها فکر کرده بودید هیچگاه زنگی بوسیله شما نزدند!

تو بسیاری از وب سایت ها و منابع قانون جذب ادعا می شود که شانس دست یابی بوسیله اهدافی که به آنها فکر می کنید بالای ۹۰ درصد است. اما اگر از کارشناسانی که با محک کنندگان عادت جذب سروکار دارند بپرسید، به شما خواهند گفت که نمونه شکست زیاد بالاست. جان آساراف، از کارشناسان قانون جذب، میزان موفقیت تو شیوه جذب را فقط حدود ۰٬۱ درصد برآورد کرده است و این رقم قانون دان تر بوسیله نظر می رسد.

حکیم فاربِر ضمن توضیح اشکالات قانون جذب پارسا است که شاید این حرف ها برای طرفداران طریق جذب خوشایند نباشد، ولی این روشنگری ها بسیار لازم اند تا میلیون ها بشریت که وقت، پول و انرژی خویشتن را صرف کردن سیستمی بی اثر و زیان آور (به عقیده ی او) می کنند آگاه شوند. تو ادامه بخوانید: خصوصیات افراد موفق چیست و چرا از بقیه متفاوت هستند؟