آیا شیوه جذب واقعیت دارد؛ ۱۴ حقیقتی که باید بدانید

قانون جذب یکی از آن مفاهیم جنجال برانگیزی است که مدافعان و مخالفان زیادی دارد. موافق این قانون به هر چیزی که فکر کنید از کائنات دریافت خواهید کرد. بسیاری از پیروان قانون جذب معتقدند که «مثل ها قدیم همدیگر را جذب می کنند.» به این مجرد که افکار مثبت همیشه نتایج مثبت و افکار منفی ابد نتایج منفی در اثر خواهند داشت. اما آیا شیوه جذب حقیقت دارد؟ در دنباله مقاله با ما همراه باشید تا ۱۵ حقیقت قانون جذب از دید دکتر نِیل فاربِر، عضو انجمن بین المللی رسیده شناسی مثبت گرا، را بررسی کنیم. حقایقی که باورهای شما را به چالش می کشند.

حتما بخوانید:یک سر ۵ ساعته که افراد معمولی را به افراد قاهر تبدیل می کندافکار مسمومی که افراد مظفر از آنها پرهیز می کنندچرا بعضی افراد هرگز فیروز نمی شوند؟ ۱. قانون جذب شبه علمی متافیزیکی است

عادت جذب توقع می نرم که پیاده شدن محور ی نظریات علمی است، اما درون دلگشا بینانه ترین حالت چیزی بیش از شبه علمی متافیزیکی نیست، آن غصه بر محور ی فرضیات غلط، بی زمینه و اغلب ناقص. فهرست اطلاعات علمی غلطی که درون قانون جذب مطرح شده به قدری عریض وطویل است که در این مطلب نمی گنجد. بخاطر وارسی ی جزئیات بیشتر می توانید به تاریخ «تابلوی آرزوهایت را دور بریز: حقیقت سر جذب» تالیف ی دکتر نِیل فاربِر رجوع کنید.

فقط چند تک از «حقایق به ظاهر علمی» مطرح شده درون شیوه جذب عبارت اند از: الکترون ها بار مثبت دارند. داخل فیزیک «شبیه ها همیشه همدیگر را جذب می کنند.» تامل ماده ی مغز را می سوزاند. تنها اِتِر (نه فضا) رسانای نور و فکر است. اِتِر تمامی ذهن ها را به هم همواره می کند. وقتی دو یا چند ذهن بوسیله هم نزدیک می شوند، «ماده ی حافظه» متلاطم می آمیزند و «ذهن مرجح» ثالث شکل می گیرد. ارتفاعات بالاتر اکسیژن بیشتر و هوای بهتری برای نفس کشیدن دارند. ارتعاشات صوتی سریع تر از پندار به گرمی و نور تبدیل می شوند. کارمایه فکر ۴۰٬۰۰۰ تا ۴ × ۱۰۱۴ هرتز یا بالاتر از ۷ × ۱۰۱۴ هرتز است. امواج مغزی درون واقع آهسته اند: ۱ تا ۱۰۰ هرتز. کائنات افعال را می شنود و نه صفات یا کلمات توصیفی و فقط تصاویر افکارتان را می بیند. هر فکری که دارید (حدود ۷۰٬۰۰۰ هزار فکر کردن در روز) فرکانس، کشش موج یا انرژی مشخصی دارد. «ماده ی فکر» از مغز به سمت اِتِر پیرامون مان حرکت می درنگ و «ماده ی بی لباس» را به خلق کردن هرآنچه درون فکر دارید وامی دارد.

حتما می پرسید که اینها چه اهمیتی دارند؟ اما باید بدانید که مبنای علمی قانون جذب از همین «حقایق علمی» تشکیل شده است! ۲. قانون جذب هدف اصولی عمیقی ندارد

فراوانی ماده و ثروت مهم ترین نمود هایی هستند که انسان بخاطر جذب گیرایی تکاپو می کنند. در شیوه جذب، کائنات است که هدف زندگی افراد را معلوم می درنگ. افراد اهداف به خصوص موجودی را برحسب خواسته ها و نه مقدار ها برمی گزینند و به همین فکر چون هیچگاه هدف اصولی عمیقی در کار نیست، شوق کمتری بخاطر بزمین نشستن بوسیله شعار وجود دارد. ۳. در قاعده جذب نیازی به اقدام و عمل نیست

براساس قانون جذب تنها راه تجلی افکارمان در قالب نمودهای واقعی باورداشتن و زندگی کردن به طریقی است که انگار به مرام مان گویا ایم. اِستِر هیکس، از تعلیم دهندگان قانون جذب، می گوید: «بوسیله این گیتی نیامده اید که چیزی را با ادا بوسیله بود بیاورید.» به اعتقاد پیروان سر جذب، رفتار و ادا به کائنات نشان می دهد که می دانید فلان چیز را ندارید و ازطرفی غم بوسیله قابلیت کائنات در شکل پذیری آن چیز مشکوک هستید. بیشترمان می دانیم که اقدام و عمل لازمه ی رسیدن به هدف است، اما چنین لازمه ای با فرضیات قاعده جذب کاملا تناقض دارد. ۴. در عادت جذب بخاطر دست یابی به هدف، نیازی به برنامه ریزی حلق

اگر بپذیریم که بهینه نحو مشت یابی به اهداف مان عمر کردن به طریقی است که انگار بوسیله خواسته هایمان رسیده ایم، پس دیگر نیازی بوسیله برنامه ریزی بود ندارد. در قانون جذب دستور کار ریزی برای زندگی و اهداف عملی است که بوسیله کائنات علامت می دهد بوسیله قابلیتش درون برآورده سازی هدف تان تردید دارید و ایمان تان تمام نیست.

این سر شک را احساسی منفی می داند که باعث می شود سلبی های بیشتری را به خود جذب کنید و درنتیجه بوسیله هدف دلخواه تان نرسید. جَک کَنفیلد در کتاب «راز» مطرح می کند: «وظیفه ی ما نیست که ببینیم کمال مطلوب هایمان چطور محقق می شوند… ایمان داشته باشید که کائنات خودش کشف خواهد کرد چطور مرام تان را متجلی بطی ء.» مطالعات علامت داده اند که این طرز خیال بیشتر به رضایت کوتاه مدت می انجامد، اما در افزایش سبب و دولت دست یابی به هدف نقش چندان مؤثری ندارد. جالب است که بااین حال در وب سایت جَک کَنفیلد دستور کار ای آموزشی برای پیدایش «برنامه ی عملیاتی» به سودا می رسد! ۵. در سر جذب زمان بندی برای الحاق به هدف بی مجرد است

اگر فراغت باشد طوری زندگی کنیم که انگار بوسیله هدف مان رسیده ایم، پس دلیلی ندارد که بخاطر خودمان زمان بندی یا موعد بزمین نشستن به هدف تعیین کنیم. راندا بِرن، سخن سنج ی تاریخچه راز، دراین باره می گوید: «برای کائنات هیچگاه زمانی نمی برد که خواسته تان را متجلی کند.» اما مطالعات مختلفی عظمت داشتن واحد فشار هوا زمانی در دست یابی به مرام را ثابت کرده اند. بااین حال کارشناسان قانون جذب این باورند که تعیین زخم الاجل بخاطر رسیدن به هدف، با سازوکاری که کائنات هدف مان را جستجوگر می کنند تعدی نیست. ۶. درون طریق جذب دست یابی به شعار هیچگاه چالشی ندارد

داخل شیوه جذب چالش ها جزو افکار سلبی قسمت قسمت کردن بندی می شوند و باید از آنها اجتناب کرد. چنانچه خودمان را محدودیت فرض کنیم که هدفش محقق شده است، پس دیگر چالشی هم تو فرمان نخواهد حیات. اِستِر هیکس دراین باره می گوید: «هرگاه بوسیله این دریافتن برسید که فکرکردن بوسیله هر آن چیزی که نمی خواهید فقط باعث می شود که همان چیز را بیشتر تجربه کنید، آن وقت است که کنترل افکارتان دیگر کار ماندگی نخواهد بود.» این درحالی است که شناخت چالش ها و دستور کار ریزی بخاطر رویارویی با آنها نقش بسزایی در خوش نویسی فرود امدن به کمال مطلوب دارد. اما باور به طریق جذب جایی برای شناسایی و مبارزه ی سازنده با چالش ها همیشگی نمی گذارد. ۷. درون قانون جذب جایی بخاطر همدلی بود ندارد

براساس سر جذب شرکت تو فعالیت هایی همچون خیرات و کمک به دیگران بار سلبی دارد و باعث جذب بیشتر بار منفی و فقر می شود. والاس واتِلز، از بنیان گذاران قانون جذب، می نویسد: «از فقر حرف نزنید، درموردش کنکاش نکنید و خودتان را درگیرش نسازید. ثانیه تان را صرف کردن امور خیریه یا جنبش های نه نکنید. همه ی این کارها فقط فلاکتی را که تکاپو به از بین بردنش دارند تداوم می بخشند.» واتِلز درادامه موعظه می نرم: «طولانی توجه تان را به ثروتمندان معطوف کنید و فقر را نادیده بگیرید.» بِرن در کتاب راز حتی یک قدم فراتر رفته است: «اگر کسی را دیدید که اضافه معادل داشت، نگاهش نکنید… چنانچه بوسیله بلای ناگهانی ها فکر کردن کنید یا درموردشان دست افزار بزنید، خودتان حزن مریض خواهید شد. بوسیله هرچه اندیشه کنید یا خودتان را داخل معرضش راحتی دهید، چه خوب چه بد، همان چیز برای خودتان پیش خواهد آمد.»

بنابراین چنانچه بوسیله قانون جذب باور داشته باشید، باید از مشاغل مربوط بوسیله حوزه های کمک رسانی یا سلامتی از قبیل پزشکی، پرستاری، خدمات بیمارستانی، دین یاری، روانشناسی، افسری نیروی انتظامی، پیراپزشکی و بسیاری شغل های دیگر اجتناب کنید. از فعالیت در مشاغلی که نیازمند به مراوده با فقرا دارند نیز باید بپرهیزید و با این اوصاف حسابدار، کارگذار وام مسکن، بانک دار یا نایب نشوید. همه ی اینها درحالی است که مطالعات مدال داده اند مشارکت درون کارهای خیر، همدلی و شرکت در فعالیت های داوطلبانه برای هر دو طرف، هم ادا دهنده ی کار نه و هم گرفتن کننده ی آن، منفعت دارد. اما چنانچه از پیروان سر جذب باشید، باید از این منفعت چشم بپوشید. ۸. در قانون جذب باید از ایمنی برحذر بود

براساس قانون جذب زیرا همیشه همان چیزی را جذب خواهید کرد که فکرتان به آن مشغول است، پس باید از مشارکت در هرگونه گروه های امن از بیماران جسمانی و ذهنی اجتناب کنید. مطالعات نشان داده اند که اتفاقا قسمت قسمت کردن های زنهار از مثلا معتادان، چاق ها یا مبتلایان به سرطان سینه مفیدند، ولی قانون جذب به غلط هشدار می دهد که با باهم اتحاد کردن در چنین دسته هایی فقط شاق تان را بدتر خواهید کرد. ۹. قانون جذب بی فکرانه است

در عادت جذب باید خودتان را مدام در آینده ای غیرواقعی فرض کنید که انگار هدف بخصوص تان محقق شده است. به عبارتی باید فقط نتایج موفقیت آمیز را مجسم سازی کنید تا به کائنات نشان دهید که باورش دارید. از این روست که فکرکردن به برنامه ریزی، اقدامات و چالش ها دارای وعده منفی دانسته می شود و با روال جذب جور درنمی آید. بنابراین براساس قانون جذب باید فرایند دست یابی به هدف را نادیده بگیرید و درعوض روی مولود متمرکز شوید و بدون توجه به حال، زندگی کنید. و این یعنی بی روحی که در عمه ی مقابل ذهن آگاهی قرار دارد. ذهن آگاهی یعنی آگاهی کامل از اینجا و اکنون و توجه تمام بوسیله آن. نیز مطالعات نشان داده اند که ذهن آگاهی دارای فواید بسیاری ازجمله ایجاد عاطفه خرسند و خوشحالی در زندگی است. ۱۰. در ضابطه جذب قدیم خودمان مقصریم

در ضابطه جذب به عنوان قانونی جهانی و بی نقص هر چیز مثبتی همیشه باید چیزهای مثبت بیشتری را به خود جذب کند. بنابراین هرکسی خودش کاملا مسئول اهدافی است که برایش جستجوگر نشده اند و اصلا هم اهمیتی ندارد که آن اهداف محقق نشده چقدر غیرواقعی بودند. بوسیله عبارتی براساس قاعده جذب ما نه عزب افکار و اعمال خودمان بلکه افکار و اعمال اطرافیان مان و حتی طبیعت را نیز دامن کنترل داریم. اما در واقعیت چنین چیزی نیست! ۱۱. تو شیوه جذب همیشه خویشتن قربانی تقصیرکارست

ضابطه جذب ادعا می نرم که اگر هر چیز بدی برای تان اتحاد افتاد، تنها دلیلش این است که خودتان به افکار ناپسند خیال کرده اید. مثلا اگر تصادف کردید، صددرصد تقصیر خودتان است. یا چنانچه به عطارد سینه مبتلا شدید، باز هم صددرصد تقصیر خودتان است و اصلا هم ربطی به ژنتیک ندارد. اگر قربانی تجاوز و سوء ِاستفاده شدید، باز صددرصد خودتان مقصرید. کودکان قربانی حملات تروریستی، کودکان بیمار، قربانیان بلایای طبیعی، هولوکاست و هر بلای ناگهانی دیگری از تقصیر خود بی تا مصیبت خورده ناشی می شود. همه ته دل مان می دانیم که این طور روش فکری سخریه است. اما همین ها اساس قانون جذب را تشکیل می دهند که می گوید هیچگاه کس هرگز چیزی را که در فکرش نباشد جذب نخواهد کرد. یعنی هر اتفاق بدی که می افتد خودمان مقصریم.

براین بنیاد چنانچه به قانون جذب باور داشته باشید، نباید بخاطر مثلا مبتلایان به سرطان خواه کودکانی که درون سختی و نیازمندی زندگی می کنند متأسف باشید، چراکه مسبب شرایط پایگاه کسی جز خودشان تراشیدن. به نظرتان جهت چاقی چیست؟ اگر بوسیله ضابطه جذب باشد، علتش خیر متابولیسم پایین بلکه فکرکردن بوسیله چاقی است. باب پراکتور، از کارشناسان قانون جذب، می گوید: «بیماری نمی تواند در بدن فردی که درون شرایط عاطفی سالمی باشد زیست درنگ.»

درون تاریخچه راز همچنین آمده است: «هیچ چیزی را به دست نخواهید آورد مگر اینکه فکر کنید می توانید به دستش بیاورید. فکرکردن به اینکه می توانید چیزی را به دست بیاورید، آن چیز را با همین فکرتان بوسیله سمت تان خواهد آورد.» یا به گفته ی جیمز آلن، از پیشگامان جستن خودیاری، «افکار و اعمال خوب هرگز نمی توانند نتایج کریه درون جای پا داشته باشند. افکار و اعمال بد بی قراری هرگز نمی توانند نتایج خوب در پی داشته باشند. رنج و عذاب ابد معلول تامل غلط در بعضی جهات است.» والاس واتِلز تیمار می گوید: «اگر کسی فقط به سلامتی طولانی پندار کند، می تواند در خودش کارکرد بدن تندرست را ساختن کند.» اِستر هیکس نیز معتقد است: «هرکسی همه ی جنبه های تجربیاتش را خودش مشخص می کند. ما بر سلامتی مان داخل تمام کشش زندگی کنترل تمام داریم. هیچ چیزی تصادفی حلق.» ۱۲. در قانون جذب کمال هر چیزی دست یافتنی است

قانون جذب توقع می یواش که طریق بی عیب ونقصی است و می تواند به زندگیِ سرشار از کمال بینجامد. تو سر جذب گفته می شود که هیچ هدفی اگر بتوانید بوسیله آن فکر کنید خیلی بزرگ نیست و چیزی به لقب اهداف غیرواقعی حیات ندارد. درون کتاب راز می خوانیم که می توان به ایده آل هایی همچون سلامتی کامل و جوانی ابدی فکر کردن کرد و این افکار را با فکرکردن مداوم به کمال مطلوب داخل واقعیت محقق ساخت. اما می دانیم که عمر بی عیب ونقص ازاله. زندگی می تواند برای مان تجربیات محشری به همراه داشته باشد، اما هرگز کامل نخواهد بود.

بوسیله نظرتان چنین طرز فکری چه اشکالی دارد؟ چرا نباید کمال گرا باشیم؟ خیال بافی و جدیت بخاطر رسیدن به کمال شاید در کوتاه مدت حال تان را خوب کند، ولی از اقبال دست یابی به هدف می کاهد و می تواند باعث ناامیدی شود. مطالعات علامت داده اند که چنانچه قرار باشد فقط کمال هر چیزی راضی تان کند (از سلامتی کامل و خانواده ی کامل عیار محزون تا وصال برجسته و منزل بی عیب)، آن لمحه است که باید منتظر یک ناامیدی حسابی هم باشید! ۱۳. شیوه جذب دارای اثر پلاسیبو یا همان تأثیرات تلقینی است

پلاسیبو به موادی غیرفعال و بی اثر گفته می شود که اثر مثبتی را به آنها نسبت داده باشند. هرچه بیشتر به خودتان بقبولانید که چیزی اثرگذار خواهد بود، متقابلا شانس بیشتری هم بخاطر ستاندن مولود ی مثبت نصیب تان خواهد شد. برخی از پیروان سرسخت قانون جذب معتقدند که برای اینکه ذهن مردم اسباب قدرتمندی است، ما حتی می توانیم ضربان بیرونی و تنگ کردن خون مان را از طریق تجسم روحی تکثیر خواه کاهش دهیم. اما قانون جذب بخاطر یکسره مردم بیشتر درمورد چیزهای پیش پاافتاده ای که برایش تابلوی آرزوها ندارند، متشابه پیداکردن پول درون خیابان یا گوش دادن خبری از یک مانوس گمشده، جواب می دهد. به نظرتان سر جذب بیشتر از داشتن پای خرگوش، انداختن سکه درون آب نما خواه شکستن استخوان جناق برای تان طالع خواهد آورد؟ اگر امتحانش کنید، خواهید دید که خیر. ۱۴. شیوه جذب دارای شواهد روایی است

تأثیر مثبت قانون جذب در دست یابی بوسیله اهداف دارای شواهد علمی نیست و هرچه هست روایات و گزارش های فردی است. این حقیقت ثابت نمی درنگ که پس قانون جذب حیات ندارد، اما آیا بوسیله نظرتان نفس گذاشتن و صرف کردن پول و انرژی برای چیزی که می تواند بی اثر و تا اینکه خسران آور باشد ارزشی دارد؟ دیگران بیشتر از اینکه انقراض هایشان را بوسیله گوش مان برسانند موفقیت هایشان را جار می زنند.

وقتی دو چیز نامربوط بی قراری زمان برای مان اتفاق می افتند، با اینکه می دانیم وافر اوقات چنین ناگهانی رخساره نمی دهد، باز تکاپو می کنیم که بین آن دو چیز نامربوط ارتباطی خاص پیدا کنیم. مثلا چند وعده شده که به شخصی خاص فکر کرده باشید و آن شخص بوسیله شما زنگ بزند؟ از بین صدها نفری که تو کشش روز به آنها خاطر می کنیم، شاید فقط ۰/۱ درصدشان بوسیله ما زنگ بزنند! اما اگر همین درصد را نسبت به کسانی که به شما زنگ زده اند و تصادفا در فکرشان بی قراری بوده اید بسنجید روند تباین می نرم: غلام بوسیله فلانی فکر کردم و او هم زنگ زد و این یعنی ۱۰۰ درصد، غافل از اینکه بی حد از کسانی هم که به آنها فکر کرده بودید هیچ زنگی به شما نزدند!

در بسیاری از وب سایت ها و منابع قانون جذب ادعا می شود که شانس دست یابی به اهدافی که به آنها اندیشه می کنید بالای ۹۰ درصد است. ولی اگر از کارشناسانی که با محک کنندگان عادت جذب سروکار دارند بپرسید، به شما خواهند گفت که نمونه شکست بسیار بالاست. جان آساراف، از کارشناسان سر جذب، مقیاس موفقیت تو روال جذب را فقط حدود ۰٬۱ درصد برآورد کرده است و این رقم منطقی تر به نظر می رسد.

طبیب فاربِر ضمن توضیح اشکالات قانون جذب معتقد است که شاید این حرف ها برای طرفداران قانون جذب خوشایند نباشد، ولی این روشنگری ها بسیار لازم اند تا میلیون ها مردمی که وقت، پول و انرژی خود را صرف سیستمی بی جای پا و خسران آور (بوسیله عقیده ی او) می کنند آگاه شوند. در امتداد بخوانید: خصوصیات افراد مظفر چیست و چرا از بقیه متفاوت هستند؟

کلکسیون صوتی مثبت اندیشی و فرح مثبت اندیشی را به خود هدیه دهید. چیزی که بیش از همه برای خوشبختی به آن حاجت داریم.

مشاهده علیه